ای کاش. ای کاش و ای کاش
ای کاش ندانسته بزرگ نمیشدم...
و ای کاش نفهمیده عاشق نبودم ...
کاش زمان سپری نمیشد...
کاش ستاره های شبم میمرد،میشکست...
کاش دفتر شعرم جوهر را به خود نمی دید...
خاکستر این دل سوخته را......
کاش قسمت من اینگونه نمی شد...
![]()
سرگردون تنهایی
ای کاش ندانسته بزرگ نمیشدم...
و ای کاش نفهمیده عاشق نبودم ...
کاش زمان سپری نمیشد...
کاش ستاره های شبم میمرد،میشکست...
کاش دفتر شعرم جوهر را به خود نمی دید...
خاکستر این دل سوخته را......
کاش قسمت من اینگونه نمی شد...
![]()

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آننيست ...
تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم
در انتظار خواهم گريست ودر انتظار خواهم ماند
و
خواهم مرد ... .

سرزمین دلم از جنس بهار بود
سرسبز و پر ازگل های بهار بود
روزی کوچ کردی به سرزمین من
عشقت فرا گرفت تاروپود وجودم
ای پرستوی کوچک قلبم
به آسمان من پر می گشودی
شادی میکردی آواز می خواندی
مرا به خودت مبتلا کردی
اما روزی کوچ کردی از سرزمین من
خزان شد بهار وجودم
شادی پر کشید از دنیای من
شکست قلب عاشق من
دیگر در سینه قلبی ندارم من
مثل سنگی سرد وبی احساس شده ام
مرا به خاک بسپارید من مرده ام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بدون تو خیلی وقت نمی خندم
لبخند پر زده از لبهای من
غبار غم نشسته بر قلب من
از اشک پر شده چشم های من
اکنون که نیستی از چه بگویم ؟
به چه امیدی بمانم ؟
مانده ام تنهای تنها با غم تو
با کوله باری از خاطرات و یاد تو
هر شب بر بام رویاهام منتظرت می نشینم
تا شاید برگردی دوباره پیش من
تا شاید بدانی چقدر دل تنگ توام
تا شاید بدانی هنوزم دوستت دارم !
هنوزم برای دیدنت به رویاهام سر میزنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا رفتی از پیش من ؟؟؟
تو که می دونستی بی تو کم میارم من
تو که می دونستی زندونی غم میشم من
تو که می دونستی بی تو تباه میشم من
تو که می دونستی ...
چرا رفتی از پیش من ؟؟؟
تو رفتی و خاطرات جا گذاشتی
توی قلبم عشقت را به یادگار گذاشتی
شاید روزی برگردی که خیلی دیر
عاشق تو زیر این خاک سرد اسیر
چرا رفتی از پیشم من ؟؟؟

آروم بگیر ای دل ساده ی من
این همه دلتنگی بسه دیگر !
اونکه تو رو دوست نداشت
شکست تو رو تنهات گذاشت
فروخت تورو به بی کسی
عشق تو رو باور نداشت
آروم بگیر ای دل دیوانه ی من
این همه بی قراری بسه دیگر !
میدونم دیگه خیال عاشقی نداری
به جز او کسی را دوست نداری
میدونم تنهایی داری عذاب میکشی
به سختی تو سینه نفس میکشی
میدونم فقط بخاطر اون می تپی
حالا که نیست باید تمامش کنی
منتظرش نمون
باور کن رفته دیگر
عشق تو نیست ای دل عاشق من
دیگه بایست بسه دیگر

تو رفتی از دنیای من ای همه وجود من
بی تو عذابه همه لحظه های من
نماندی تا آخر با من
بی کسی شکست شانه های من
تو نمی شنوی فریاد خاموش دل من
افسوس افسوس ای تنها باور من
می دانم نمیایی تو به نزد من
ای یادگار روزهای پر پر من
چقدر بگویم از درد جدایت من
جدا گشت از من نیمه دیگر من
مثل قاصدک در باد آواره شدم من
هر پرم به سویی افتاد و فنا شدم من