تبليغاتX
سرگردون

سرگردون

سرگردون تنهایی

ای کاش. ای کاش و ای کاش

ای کاش ناخواسته به دنیا نمی آمدم...

ای کاش ندانسته بزرگ نمیشدم...

و ای کاش نفهمیده عاشق نبودم ...

کاش زمان سپری نمیشد...

کاش ستاره های شبم میمرد،میشکست...

کاش دفتر شعرم جوهر را به خود نمی دید...

خاکستر این دل سوخته را......

کاش قسمت من اینگونه نمی شد...

                   Christopher Haines

+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط ساغر  | 

تنهایی و انتظار

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آننيست ...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم

در انتظار خواهم گريست ودر انتظار خواهم ماند

و

 خواهم مرد ... .

+ نوشته شده در  ساعت 2 PM  توسط ساغر  | 

تنهایی (تقدیم به دوسته خوبم .....)

 

    • قد كشیده ام

    • و از تنهائى خودم بزرگتر شده ام

    • امشب باید بروم

    • تمام سفرها از خداحافظی شروع مى شوند

    • و من مسافرم

    • هیچكس مثل من پرده ها را كنار نمی زند

    • هیچكس مثل من كفش هایش را رو به ماه جفت نمی كند

    • من چیزهائی دیده ام

    • كه فقط با مرگ فراموش می شوند

    • اینجا روى زمین

    • همسایگان كوتوله ای داشتم

    • كه فكر تسخیر فضا دیوانه شان كرد

    • و دوستانی سنگدل

    • كه جانب وزیدن بادها را از دست دادند

    • می خواهم برگردم

    • به خواب نردبانهائی

    • كه از روی شانه هایشان،

    • برای ستارگان خدا دست تكان می دادیم

  •           آنجا پشت دیوارهای بلند زمان

  •           دلم برای كسی تنگ نمی شود
  •  

+ نوشته شده در  ساعت 2 PM  توسط ساغر  | 

+ نوشته شده در  ساعت 3 PM  توسط ساغر  | 

 

+ نوشته شده در  ساعت 12 PM  توسط ساغر  | 

 

+ نوشته شده در  ساعت 10 PM  توسط ساغر  | 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط ساغر  | 

تو .......

 

 

سرزمین دلم از جنس بهار بود

سرسبز و پر ازگل های بهار بود

روزی کوچ کردی به سرزمین من

عشقت فرا گرفت تاروپود وجودم

ای پرستوی کوچک قلبم

به آسمان من پر می گشودی

شادی میکردی آواز می خواندی

مرا به خودت مبتلا کردی

اما روزی کوچ کردی از سرزمین من

خزان شد بهار وجودم

شادی پر کشید از دنیای من

شکست قلب عاشق من

دیگر در سینه قلبی ندارم من

مثل سنگی سرد وبی احساس شده ام

مرا به خاک بسپارید من مرده ام

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بدون تو خیلی وقت نمی خندم

لبخند پر زده از لبهای من

غبار غم نشسته بر قلب من

از اشک پر شده چشم های من

اکنون که نیستی از چه بگویم ؟

به چه امیدی بمانم ؟

مانده ام تنهای تنها با غم تو

با کوله باری از خاطرات و یاد تو

هر شب بر بام رویاهام منتظرت می نشینم

تا شاید برگردی دوباره پیش من

تا شاید بدانی چقدر دل تنگ توام

تا شاید بدانی هنوزم دوستت دارم !

هنوزم برای دیدنت به رویاهام سر میزنم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

چرا رفتی از پیش من ؟؟؟

تو که می دونستی بی تو کم میارم من

تو که می دونستی زندونی غم میشم من

تو که می دونستی بی تو تباه میشم من

تو که می دونستی ...

چرا رفتی از پیش من ؟؟؟

تو رفتی و خاطرات جا گذاشتی

توی قلبم عشقت را به یادگار گذاشتی

شاید روزی برگردی که خیلی دیر

عاشق تو زیر این خاک سرد اسیر

چرا رفتی از پیشم من ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط ساغر  | 

بسه دیگه!

 

آروم بگیر ای دل ساده ی من

این همه دلتنگی بسه دیگر !

اونکه تو رو دوست نداشت

شکست تو رو تنهات گذاشت

فروخت تورو به بی کسی

عشق تو رو باور نداشت

آروم بگیر ای دل دیوانه ی من

این همه بی قراری بسه دیگر !

میدونم دیگه خیال عاشقی نداری

به جز او کسی را دوست نداری

میدونم تنهایی داری عذاب میکشی

به سختی تو سینه نفس میکشی

میدونم فقط بخاطر اون می تپی

حالا که نیست باید تمامش کنی

منتظرش نمون

 باور کن رفته دیگر

عشق تو نیست ای دل عاشق من

 دیگه بایست بسه دیگر

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط ساغر  | 

 

 

تو رفتی از دنیای من ای همه وجود من

بی تو عذابه همه لحظه های من

 نماندی تا آخر با من

بی کسی شکست شانه های من

تو نمی شنوی فریاد خاموش دل من

افسوس افسوس ای تنها باور من

می دانم نمیایی تو به نزد من

ای یادگار روزهای پر پر من

چقدر بگویم از درد جدایت من

جدا گشت از من نیمه دیگر من

مثل قاصدک در باد آواره شدم من

هر پرم به سویی افتاد و فنا شدم من

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط ساغر  |